تبليغاتX
یادمان کلاس چاپ و نشر

نقیبیان: "بيش از ۵ هزار ناشر، در ايران پروانه نشر کتاب دارند که بديهی است، کمتر از يک درصد از اين رقم، فعال و فرهنگی هستند و مابقی به کارهايی نظير خريد و فروش کاغذ، رانت خواری و اين گونه کارها مشغولند."

با آغاز پائیز، فصل اهدای جوایز ادبی در ایران که شمارشان تا به حال به ده جایزه می‌رسد، نیز شروع می‌شود: مثل هفته‌ی پیش که برپایی مراسم هشتمین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی "مهرگان" اعلام شد. پیش از آن مسئولان برگزاری جایزه‌ی گلشیری، اسامی نامزدهای جایزه‌ی این بنیان را اعلام کرد‌ه‌بودند. در بخش دولتی نیز، مقامات مسئول در صدد تدارک "مهم‌ترین جایزه‌ی ایران، جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران" هستند که تقریبا شامل همه‌ی حوزه‌های نشر می‌شود. افزون بر جوایز موجود، بخش دولتی در سال گذشته، دست به تاسیس چند جایزه‌ی جدید، از جمله "جایزه‌ی جلال آل احمد"، "جایزه‌ی ادبی تهران"، "جایزه‌ی ادبی گام اول" زده است.

آیا اهدای این‌همه جایزه، صرفنظر از کمیت و کیفت آن‌ها، به معنای رونق روزافزون وضعیت تولید و نشر در ایران است؟

برای این‌كه با گوشه‌ای از بازار نشر و کتاب در ایران آشنا شویم، با کارشناس کتاب، آرش نقیبیان به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

    

 

آرش نقیبیان، سی و یک سال پیش در تهران به دنیا آمده‌است. تحصیلات دانشگاهی‌اش را تا درجه‌ی لیسانس تاریخ به پایان رسانده‌است. او همکاری با مطبوعات را در دوران دانشجویی با مجله‌های کلک و آدینه آغاز کرده‌است. او هم اکنون در زمینه‌ی تحقیق در حوزه کتاب و نقد ادبی با روزنامه‌ها و مجلاتی چون؛ شرق، اعتماد، گلستانه، بخارا... همکاری می‌کند. در سال ۱۳۸۳ کتابی با عنوان "زن معمار جامعه‌ی مرد سالار" که مجموعه‌ی ده مصاحبه با نویسندگان ایران درباره‌ی وضعیت زنان در جامعه‌ی ایران است، به چاپ رسیده است.

 

 

دویچه وله: شرایط چاپ کتاب در ایران در حال حاضر دشوارتر  شده است. با این حال از شمار عنوان‌های تازه منتشر شده، کاسته نمی‌شود. این "عدم تعادل" را چگونه می‌شود توضیح داد؟ چه کتاب‌ها و چه عنوان‌هایی در حال حاضر بیشتر خریدار دارند؟

 

آرش نقیبیان، کتاب‌هایی که در ايران به چاپ می‌رسند، نمودارها و قواعد خاص خود را دارند. مسئله مميزی در کميت عناوين چاپ شده، نقش چندانی ندارد. هر چند در کيفيت آن بی‌گمان موثر است. عناوينی نظير: آشپزی، کمک‌‌های آموزشی ، پزشکی و ورزشی و بسياری از عناوين ديگر، مشخصاً مشمول سانسور و مميزی نمی‌شوند. نکته مهمی که ذکر آن لازم است، این است که حجم عمده‌ای از توان اقتصادی – توليدی نشر در ايران، با توجه به رشد حيرت‌انگيز محافل آکادميک و دانشگاه‌ها به اين گونه کتاب‌ها اختصاص می‌يابد که هر چند مهم و اساسی‌اند، اما به لحاظ فرهنگی بی ارزش است و نقطه مثبتی در کارنامه‌ی نشر ايران به حساب نمی‌آيد. در دو دهه‌ی گذشته، استقبال از کتاب‌های فراروانشناسی و عرفان  و روانکاوی، رشد چشمگيری داشته است. عناوينی نظير: ای چينگ، کف بينی، طالع بينی و ستاره شناسی و..... که نشان از دلزدگی مردم از سياست و توهم روياهای خوش است و به عبارت بهتر، ترجيح ايده آليسم به رئاليسم . فروش ميليونی آثار نويسندگان عارف مسلکی چون پائولوکوئيلو، اوشو، کارلوس کاستاندا و جبران خليل جبران که بازار کتاب ايران را اشباع کرده اند، دليل من بر اين مدعا است .

 

در حال حاضر روال چاپ کتاب در عمل و طبق بخشنامه‌‌های وزارت ارشاد چگونه است؟ تیراژ کتاب‌ها در چه سطحی است؟

 

هر کتابی، پس از اين‌که مرحله‌ی آماده سازی موقت، يعنی حروف چينی مقدماتی را پشت سر گذاشت، پس از مرحله‌ی فهرست نويسی (فيپا) توسط ناشر به  وزارت ارشاد تحويل می‌گردد و در ازای آن به ناشر، شماره‌ی ثبتی داده می‌شود تا بتوان کتاب را پيگيری و دنبال کرد. پس از آن مرحله، بررسی شروع می‌شود که تابع هيچ‌گونه منطق از پيش تعيين شده‌ای نيست و ممکن است، هفته‌ها و ماه‌ها به طول بيانجامد. البته کارشناسان کتاب، ميانگينی از ۲ تا ۶ ماه را در نظر گرفته‌اند که به نظرم دقيق نیست.

مسئله‌ی مهم در بررسی کتاب‌ها، بحث سليقه‌ای عمل کردن بسياری از مميزان است. به گونه‌ای که ناشران و نويسندگان و مترجمان مطلقا مطمئن نيستند که کتابشان‌، سر سالم از ارشاد بيرون بياورد یا نه! ابدا نمی‌توان حدس زد که به کدام بخش از کتاب ايراد گرفته می‌شود. درست ممکن است جايی سانسور شود که به عقل ناشر نرسد و در عين حال موارد فراوانی است که از چشم مميزان می‌افتد و به‌اصطلاح گاف می‌دهند. متاسفانه در چند سال گذشته ضوابط دقيقی برای سانسور در وزارت ارشاد عمل نمی‌کند و در بيشتر اوقات سليقه‌ای عمل می شود. اين ضربه سختی به نشر ايران وارد کرده است. متوسط تيراژ کتاب در ايران بين ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نسخه است. جالب اين‌جاست که اين تيراژ از ۴۰ سال پيش تغيير محسوسی نکرده است. در حالی که جمعيت، چندين برابر شده است. به تازگی ديدم ناشر محترمی در خيابان کريمخان تهران، کتاب مهمی را باتيراژ ۵۰۰ نسخه (پانصد نسخه) چاپ کرده است! به قول فريدريش دورنمات : تراژدی که از حد بگذرد، تبديل به کمدی می‌شود .

 

این رسم که برخی از نویسندگان‌، خود برای چاپ کتابشان سرمایه‌گذاری می‌کنند، از کی و چطور در ایران پا گرفت؟ آیا ناشران می‌خواهند، با این کار نویسنده را که امرار  معاشش به ندرت از این راه تأمین می ‌شود، در خطر این سرمایه‌گزاری شریک کنند؟

 

درباره اين رسم  ناخوشايند، اين توضيح را لازم می دانم که کثرت و افزونی فراوان کتاب‌ها و دفاتر شعر جوانان در سال‌های اخير، برای بسياری از ناشران گرفتاری ايجاد کرده و از آن‌جا که چاپ کتاب‌های شعر شاعرانی که نام و آوازه‌ای ندارند، برای ناشر سودی ندارد و ريسک بزرگی است، در چند سال گذشته، بعضی از ناشران قبول می‌کنند تا تجربه‌های اوليه‌ی جوانان را در حوزه‌ی شعر و اندکی هم در حوزه‌ی ادبيات داستانی با سرمايه‌ی مولف چاپ کنند که البته بسيار مذموم و ناپسند است. اين نکته نيز بايد گفته شود که ناشران خوشنام ايرانی که سوابق فرهنگی روشنی دارند، به ندرت تن به اين بدنامی‌ها می‌دهند.

يکی ديگر از دلايل شکل‌گيری اين پديده، رشد نامعقول و قارچ گونه‌ی ناشران ايرانی در اين سال‌ها است. بيش از ۵۰۰۰ ناشر، در ايران پروانه نشر کتاب دارند که بديهی است، کمتر از يک درصد از اين رقم، فعال و فرهنگی هستند و مابقی به کارهايی نظير خريد و فروش کاغذ، رانت خواری و اين گونه کارها مشغولند .

 

چه رابطه‌ا‌ی بین ناشران برون‌مرزی و همکاران داخلی آن‌ها بر قرار است؟ آیا کتاب‌های چاپ خارج که "ممنوع نیستند" در ایران خریدار دارند؟

 

ناشران خارج از کشور مطلقاً نمی‌توانند، حريفی جدی برای ناشران داخلی باشند. به شخصه اعتقاد دارم، نشر کتاب در خارج از ايران هيچ آينده‌ای ندارد؛ به چند دليل: اول اين که نسل دوم و سوم ايرانيان خارج از کشور به ندرت به زبان فارسی، کتاب می‌خوانند و می‌نويسند. نکته‌ی ديگر پراکندگی ناشران خارج از ايران است که مشخصا در ۳ کشور اروپايي: سوئد، آلمان و فرانسه و نیزدر ايالات متحده‌ی آمريکا هستند. اين، امکان توزيع گسترده‌ی کتاب را بسيار دشوار و گاه غير ممکن می‌کند. بحث مهم ديگر، تيراژ ۲۰۰ تا ۵۰۰ نسخه‌ای کتاب، در خارج از کشور است که آن هم گاه، سال‌ها طول می‌کشد تا به پايان برسد. تمامی اين مسائل، عملاً شکاف بزرگی بين ناشران داخلی و خارجی ايجاد کرده است. پيش بينی من اين است که در سال‌های آينده، هرچه بيشتر به سمت پديده‌ی چاپ الکترونيکی و نشر الکترونيکی (اينترنتی) در خارج از مرزهای ايران خواهيم رفت و اين نشر جای نشر سنتی را خواهد گرفت. البته در ايران وضعيت به اين شکل نخواهد بود .

 

آیا اتحادیه‌ی ناشران ایران در زمینه‌ی احقاق حقوق ناشران فعال است؟ این اتحادیه از چه طیف‌هایی تشکیل می‌شود؟ در حال حاضر چه مسائلی را در دستور روز کار خود دارد؟

 

اتحاديه‌ی ناشران مشخصاً درباره‌ی حقوق ناشرانی که در آن نهاد عضويت داشته باشند، پی گير و فعال است. اما متاسفانه اين پيگيری فقط در راستای منافع مديران نشر است و کارمندان نشر، خصوصاً کتاب‌فروشان زحمت‌کش ايرانی، از کمترين حمايت و پشتيبانی‌ای برخوردار نيستند. در دو سال گذشته، به‌نظر می‌رسد نقش اتحاديه، لحظه به لحظه در تصميم گيری‌‌های جدی و مهم، کم رنگ و گاه بی‌رنگ می‌شود. برای مثال در کشمکشی که در ارديبهشت سال ۸۶، برای تعيين جايگاه نمايشگاه کتاب بين اتحاديه و وزارت ارشاد در گرفت، برنده در نهايت وزارت ارشاد بود و در بسياری از موارد ديگر به نظر می‌رسد که نقش اتحاديه‌، صوری يا بسيار کم رنگ است. طيف و جناح خاصی، به لحاظ سياسی و ايدئولوژيک، بر فضای اتحاديه حاکم نيست. اعضای هيئت رئيسه با انتخابات داخلی، مشخص می‌شوند و شرايط نسبتاً دموکراتيکی بر فضای اداری آن حاکم است.

 

چه فعالیت‌هایی برای تشویق مردم عادی به کتاب خواندن صورت می‌گیرد؟ برگزاری مسابقات و دادن جایزه به نویسندگان، تا چه حد به این هدف کمک می‌کنند؟ نظرتان در این باره که دادن "جوایز ادبی، محفلی" شده و این جوایز تنها به "خودی" ها تعلق می‌گیرند، چیست؟

 

برای تشويق توده‌ی مردم به کتاب و کتاب‌خوانی، کم و بيش در رسانه‌های گروهی و مطبوعات، فعاليت‌هايی صورت می‌‌گيرد که البته بسيار بعيد است که اين گونه تبليغات سطحی، قرين موفقيت واقع گردد. حجت موجه من دراين مدعا، تيراژ فاجعه بار کتاب در ايران است که جای هيچ شک وشبهه‌ای  باقی نمی‌گذارد که صنعت نشر کتاب در ايران شديداً بيمار و منفعل است. برگزاری مسابقات و جوايز ادبی البته بی تاثير نيست، اما در ميزان تاثير آن نبايد غلو کرد. کتاب‌هايی که در اين سال‌ها برنده جوايزی نظير، مهرگان، گلشيری، يلدا و ... شده‌اند، در مقاطعی فروش خوبی کردند. برپايي نمايشگاه  ساليانه‌ی کتاب، برای ناشران و توده‌ی علاقمند به کتاب، فرصت فوق العاده مناسبی است که ابداً نبايد از کنار آن به سادگی گذشت. اما متاسفانه تغيير مکان نمايشگاه از محل دائمی آن، به مصلای تهران لطمه‌ی بزرگی به بعد فرهنگی – ارتباطی نمايشگاه خواهد زد. هر چند که ممکن است لطمه‌ی اقتصادی، به لحاظ نقدينگی، وارد نسازد. محفل گرايی و باند بازی هميشه در فضای ادبی و روشنفکری ايران وجود داشته و طبعاً جوايز ادبی نيز از آن مستثنا نیستند. امروز در فضای ادبی ايران، بيشتر از آن‌که بحث خودی و غيرخودی وجود داشته باشد، محفل گرايی و باند بازی به چشم می‌خورد و اين پديده متاسفانه، سايه‌ی شوم خود را بر سر مطبوعات نيز انداخته است .

 

شرکت ناشران ایرانی در نمایشگاه‌های بین‌المللی، از جمله نمایشگاه جهانی کتاب فرانکفورت، چه تاثیری بر جامعه‌ی کتاب‌خوان و نشر کتاب در ایران دارد؟

 

شرکت ناشران ايرانی در نمايشگاه‌های معتبر بين المللی، به هيچ وجه تاثيری بر نشر کتاب و آمار کتاب خوانان ايرانی ندارد و در سال‌های اخير، عملا تبديل به يک ژست و شوی نمايشی – تزيينی گرديده است که جز صرف مبالغ هنگفت برای ناشرايرانی ثمری ندارد. هرچند ذکر اين نکته لازم است که چند ناشر خوش‌نام و فرهنگی، در سال‌های اخير در سفرهايشان هدفمند‌تر و دقيق‌تر عمل کرده‌اند.

مشکل اصلی بی گمان، نپيوستن ايران به منشور جهانی حقوق مولفين (کپی رايت) است که ضربات فراوانی بر پيکر نشر ايران و از آن مهم‌تر، به آبروی صنعت نشر در ايران وارد کرده است. اين‌که ناشری کتاب‌های نويسندگان معاصر جهان را بدون اجازه آن‌ها و بدون کسب مجوز از ناشر خارجی، ترجمه و چاپ کند، مصداق بارز کلاه‌برداری و دزدی است و هيچ توجيه منطقی و عقلانی ندارد. خوشبختانه اخيراً موج مثبتی بين ناشران ايرانی در راه پيوستن به قانون کپی رايت به راه افتاده است که بايد از پيشگامان اين حرکت مثبت، يعنی مديران انتشارات کاروان، مرکز و ققنوس ياد و قدردانی کرد. اما هنوز تا مجاب کردن تمامی اعضای اتحاديه‌ی ناشران و بدنه‌ی اصلی نشر ايران و خصوصاً ناشران دولتی راه زيادی در پيش است که از طی کردن آن گريزی نيست.

 

چگونه می‌توان وضع کتاب و نشر را در ایران بهبود بخشید؟

 

راه برون رفت از بحرانی که امروز دامن نشر ايران را گرفته است، در لغو کامل و همه جانبه‌ی سانسور و احترام به آزادی بيان و انديشه و پيوستن به قانون کپی رايت است. اين اقدامی است عاجل، عملی که بدون ذره‌ای مجامله باید صورت گیرد. تا زمانی که این امرتحقق نپذیرد، در بر همين پاشنه خواهد چرخيد.

نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 19:15 | لینک  | 

دستگاه های افست از نظر شکل( فرم) به دو دسته تقسیم می شوند  :
- چاپ خوابیده
- چاپ ایستاده


دستگاه های افست خوابیده

این نوع دستگاه فقط در یک کارخانه ساخته شد (هایدلبرگ ) و کارخانه مذکور قبلا سازنده دستگاه های سربی بود و پس از تغییر روش کارخانه ( تغییر ساخت دستگاه سربی به افست ) اولین دستگاه خود را با الگوی دستگاه سربی ساخت و چون سیلندر های سه گانه چاپ افست در این دستگاه تقریبا در سطح افق قرار دارد به این نوع دستگاه ها خوابیده نیگویند. این دستگاه ها از سرعت کمی برخوردار ند.

دستگاه های افست ایستاده


سیلندر های سه گانه افست در این دستگاه ها بشکل عمودی قرار میگیرند . این دستگاه در مقایسه با افست خوابیده از سرعت زیادی برخوردارند.

3- ماشینهای افست ( نوع )

نوع اول : دستگاه های ورق ( شیت)
نوع دوم : دستگاه های رول ( روتاسیون )



نوع اول دستگاه های افست ورق ( شیت )

این نوع دستگاه ها برای چاپ کاغذ بصورت ورق ساخته شده اند و موارد استفاده انها برای کارهای ظریف رنگی و تیتراژ های متوسط است. لازم به توضیح است همیشه دستگاه های ورق از دستگاه های رول ظریف تر کار نمی کند ولی عموما البومهای هنری و چند رنگ را با این دستگاه ها بچاپ میرساند که بستگی به نوع ماشین و متخصص ان دارد .

نوع دوم دستگاههای افست رول (روتاسیون)

این نوع دستگاه ها جهت چاپ کاغذهای رول ساخته شده اند و موارد استفاده انها بیشتر برای کارهای پر تیراژ مطبوعات و کتاب است. این دستگاه ها نسبت به دستگاه های ورق بزرگترند و در  مقیاسه با دستگاه های زیر دارای خصوصیات ذیل می باشند.

-از نظر اقتصادی مقرون به صرفه هستند چون همیشه کاغذ رول از کاغذ ورق ارزانتر است .
- دستگاه های رول تا 5 برابر از بهترین دستگاه های ورق ، از سرعت بیشتری برخوردارند.
- دستگاه های رول قادرند پس از چاپ بلافاصله کارهای صحافی(تاکنی، مفتول، چسب) انجام  دهند.
-دستگاه های رول برای کارهائیکه زمان در ان ها عانل تعیین کننده است (مطبوعات) از بهترین نوع دستگاه های چاپ هستند.
- دستگاه های رول قادرند چندین رنگ را چاپ کنند ( به مناسب هر کاغذ گیر یک رنگ و به تناسب هر پوینت 1تا 4 رنگ)



4- ماشین های افست (قطع)


امروز با توجه به سبقت سیستم افست نسبت به سیستمهای موجود و در نظر گرفتن منافع اقتصادی در کار چاپ دستگاه های افست را در انواع و اقطاع مختلف میسازند.

- قطع نیم ورقی: اندازه گیرنده کاغذ این دستگاه حد اکثر 36x22/5 سانتیمتر است.
- قطع یک ورقی: اندازه گیرنده کاغذ این دستگاه حد اکثر 50x35 سانتینتر است.
- دستگاه یک و نیم ورقی: اندازه گیرنده کاغذ این دستگاه حد اکثر 45x60 سانتیمتر است و بیشتر جهت پوستر های رنگی، جلد مجلات کم تیراژ و فرمهای اداری مورد استفاده قرار میگیرد.
- دستگاه دو ورقی: اندازه گیرنده این دستگاه حد اکثر 72x45 سانتیمتر است این دستگاه بیشتر جهت پوستر های رنگی ، لفافه های اقتصادی برای جعبه و ... و کتاب مورد استفاده قرار میگیرد.
- دستگاه های دو نیم ورقی : اندازه گیرنده کاغذ این دستگاه حد اکثر 70x50 سانتی متر می باشد .موارد استفاده این دستگاه ها مشابه دستگاه های دو ورقی است.
- دستگاه سه ورقی : اندازه گیرنده کاغذ این دستگاه حد اکثر 90x60 سانتیمتر می باشد. موارد استفاده ان بیشتر چاپ مجله ، پوستر های تبلیغاتی -لفافه های مواد غذایی و کتاب است.
- دستگاه چهار ورقی : اندازه گیرنده کاغذ این دستگاه حد اکثر 90x72 سانتیمتر است. موارد استفاده این دستگاه بیشتر کار های رنگی پوستر و لفافه و کتاب است.
- دستگاه چهارو نیم ورقی : اندازه گیرنده کاغذ در این دستگاه حد اکثر 70x100 سانتی متر است و موارد استفاده ان مشابه دستگاه چهار ورقی است.
- دستگاه پنج ورقی : اندازه گیرنده کاغذ در این دستگاه حد اکثر 140x100 سانتیمتر است و موارد استفاده ان مشابه دستگاه دو و نیم ورقی است.
- دستگاه شش ورقی : اندازه گیرنده کاغذ در این دستگاه حد اکثر 160x120 سانتیمتر است و در اندازه های متفاوتی در کارخانه ساخته میشود، این دستگاه بیشتر جهت چاپ پوستر های رنگی، کتاب، مجله، لفافه و جعبه استفاده می شود.
-دستگاههای هشت ورقی : اندازه گیرنده کاغذ این دستگاه حد اکثر 200x140 سانتیمتر است و کارخانه های سازنده این دستگاه محدود هستند.
- دستگاه های رول :همیشه در بازار جهانی موجود نیستند و بنا به قطع کار مورد نیاز سفارش داده میشود.
لذا اندازه های استاندارد نداشته و بستگی به سفارش خریدار متغیرند ولی با توجه به اینکه بایستی با کاغذ های رول موجود در بازار جهان هماهنگ باشند.
معمولا در اندازه های زیر سفارش می شوند . البته این اقطاع اندازه حد اکثر گیرنده کاغذ این دستگاه هاست و هر دستگاه می تواند قطع های کوچک تر از خود بپذیرد.

سانتیمتر 160x120
سانتیمتر 200x140
سانتیمتر 70x50
سانتیمتر 90x60
سانتیمتر 100x70
سانتیمتر 140x100

نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:49 | لینک  | 


سختی تهیه کلیشه های رنگی در ماشینهای سربی و مخارج و کیفیت پائین انها پس از اختراع چاپ افست باعث رواج کار رنگی با کیفیت بالا در کارهای فرهنگی و تبلیغاتی شد. پیشرفت دستگاه ها با توجه به دو عامل عمده مرکب و کاغذ روز به روز به زیبائی کارها افزود با تخصصی شدن کارها و تنوع دستگاهها برای چاپ تابلوها و البومهای چند رنگ از دستگاههای افست ورق استفاده کردند ولی امروز به دستگاه های روتاسیون نیز توانسته اند به موفقیتهای شایانی دست یابند.
رنگ در هر دستگاه افست بستگی به تعداد سیلندرهای سه گانه دارد . هرگاه این سه سیلندر در دستگاه های افست تکرار شوند بیانگر ان یک رنگ اضافه در دستگاه هستند یعنی هر گاه گفته می شود دستگاه افست دورنگ ، یعنی سیلندر های سه گانه دوبار تکرار شده اند.
دستگاه های افست ورق معمولا تک رنگ دو رنگ و چهار رنگ ساخته میشوند، بدیهی است هر دستگاه تک رنگ افست قادر است با تکرار شدن کاغذ چاپ شده یک رنگ اضافه نموده و این کار تا انجائیکه کار و رنگهای مرکب موجود واجازه دهد می تواند تکرار شود .
دستگاه های افست رول نیز می تواند تک رنگ و دو رنگ باشند ولی معمولا این دستگاه ها چهار رنگ ، هشت رنگ و شانزده رنگ و ... می باشند.

ج - چاپ گود

تنها نمونه چاپ گود هیلو گراور است

پس از تهیه فیلم از اورژینال فیلم در قسمت سیلندر سازی روی کاغذ بیگمن که
حساس شده است کپی می شود . بعد از کپی ، کاغذ بیگمن روی سیلندرهای مسی
قرار می گیرد. انها مانند عمل عکس برگردان ، کاغذ ها از روی سیلندر یرداشته
می شود بطوریکه ژلاتین کاغذ همچنان روی سیلندر می ماند . بعد از این عمل مجددا سیلندر مسی را در داروئی خاص قرار می دهند که ژلاتین ان هم از بین برود
و تنها مطالبی بمانند که روی سیلندر منعکس شده است سپس سیلندر اماده بسته شدن
به ماشین هیلو گراور برای چاپ است
انواع چاپ هیلو گراور به شرح زیر است :

- ماشین های مخصوص چاپ با کاغذ بوبینی
- ماشین های چاپ کاغذ ورق
- ماشین های تک رنگ بوبینی (سطح های قدیمی بوبینی ) رتاتیو
- ماشین های چند رنگ رتاتیو
از بهترین نمونه ها چاپ هیلو گراور ماشین رتاتیو است که بیشتر برای چاپ
مطبوعات بکهر می رود این چاپ از کییت خوبی برخوردار است لاکن بعلت
لیتو گرافی مشکل ان از دور خارج شده است
نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:42 | لینک  | 

با سرب، فوتون های نور يا مدارهای ديجيتال:  نقش کلمه بر روی کاغذ  


صنعت و فرهنگ در روند تکامل اجتماع انسانی دو جزء وابسته و جدائی ناپذيرند. همان طور که صنعت ابزار های لازم برای جنگ و خشونت را به جامعه انسان ها وارد کرد، قادر شد در نقطه مقابل آن راه فرهنگ و خوی تمدن گستر آدمی را هم هموار کند. نقطه اوج اين فتح طلائی اختراع صنعت چاپ به دست يوهانس گنس فلايش گوتنبرگ در سال های 1440 تا 1450 ميلادی بوده است. گوتنبرگ با اختراع خود در قرون وسطی انجيل مقدس و بسياری ديگر از متون کلاسيک را تبديل به کتاب چاپ شده کرد، تا در اختيار عموم قرار بگيرد (تصوير 1).


صنعت چاپ در تحول تاريخی خود سه دوره را سپری کرده است، دوره صنعتگری کوچک، دوره صنايع بزرگ ماشينی و  دوره صنايع مدرن.


bibel1.jpgتصوير 1

عصر صنعتگری


در اين دوره صنايع اتوماتيزه شده ماشينی هنوز پا نگرفته بودند، دستگاه های چاپ با حروف سربی کار می کردند و فرم دهی آن ها با دست صورت می گرفته است.  روش چاپ گوتنبرگ به صورت اهرم های پرس دستی با حکاکی حروف بود که تا قرن نوزدهم ادامه داشت، يعنی قدمتی نزديک به 500 سال. در تصوير 2 يک کارگاه چاپ در قرن 18 ميلادی نمايش داده شده است.


 werk2.jpgتصوير 2


تصوير 3 کاغذهای فرم بندی شده برای کار صحافی در همان دوران را نشان می دهد. اين ها نمونه ای از روش کار گوتنبرگی در صنعت چاپ هستند.


 buch3.jpgتصوير 3


عصر صنايع بزرگ و انقلاب صنعتی


حروف چينی ماشينی با دستگاه های اتوماتيک از مشخصات صنعت چاپ در دوره ای است که از قرن نوزدهم آغازشد. از پيشتازان اين دوره لينو تايپ (تصوير 4، اوتگار مرگنت هالرز) و مونو تايپ (تالبوت لنزتانز) در سال 1965 بودند. با اين دستگاه ها می توان به راحتی گذار به دوره چاپ نوری (افست) از دهه 70 را پی گيری کرد. اين تحولات در چاپ تصاوير رنگی نيز صورت گرفت. در سال های 1796 تا 1798 با اختراع اولين دستگاه ليتوگرافی و چاپ سنگی توسط زينفلدرتحولات اساسی ايجاد شد. او با دستگاه کروموليتوگرافی اختراعی اش موفق شد تصاويری با رنگ های بسيار طبيعی توليد کند. گئورگ مايزن باخ در سال های 1882 تا 1889 اولين مبتکر روش تجزيه نقطه ای تصوير و انتقال آن ها به صفحاتی از جنس روی بود.


 druck4.jpgتصوير 4


 عصر مدرن


در حال حاضر الکترونيک عرصه های مربوط به متن و تصوير را فتح کرده است. از دهه هفتاد دستگاه های حروف چينی نوری سيستم های سنتی چاپ با حروف چينی سربی را کنار زدند. حروف در اين سيستم يا به صورت فيلم سياه سفيد منفی و يا به طورالکترونيکی به صورت داده های ديجيتالی ذخيره می شوند. برای توليد عکس از دستگاه های الکترونيکی (اسکانر) استفاده می شود. نرم افزار متن و تصوير را صفحه بندی می کند و فايل ذخيره شده را با يک دستگاه نورافکن بر روی يک فيلم مخصوص ذخيره می کند. اولين ماشين چاپ ديجيتال با نام ديجی ست اکنون در موزه  تاريخ آلمان نگهداری می شود. تصوير 5 يک نمونه از ايستگاه های چاپ ديجيتال (دسک تاپ پاپليشينگ) را نمايش می دهد.


  dtp5.jpgتصوير 5


 در عصر مدرن پيشرفت صنعت چاپ به سوی چاپ ديجيتال تمايل دارد. با سيستم های ديجيتالی روش های توليد فيلم و زينگ با کار مستقيم نرم افزار جايگزين می شود و عمل چاپ بدون تدارکات واسطه ای صورت می گيرد. از اين رو با اين روش توانائی انعطاف پذيری در تيراژ مورد نظر به مراتب بالاتر از روش چاپ افست است. سفارش دهنده برای چاپ کتاب های با تيراژ کم و يا متوسط می تواند با قيمتی مناسب تر از روش های چاپ سنتی سفارش خود را عملی کند. از سوی ديگر کيفيت چاپ ديجيتال با شتاب به رقابت با چاپ افست  پرداخته است. در سطح کنونی از صنعت چاپ  ديجيتال در اکثر موارد ممکن شده است همان کاغذهائی را که برای افست به کار می روند، در اين روش نيز به کار گيرند.


 


نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:22 | لینک  | 

چاپ لترپرس    

چاپ ملخی که نوعی ماشین لترپرس است از قدیمی ترین ماشین های چاپ محسوب می شود. در واقع کاربرد حروف سربی که گوتنبرگ مخترع آن بود در این شیوه چاپ بکار گرفته می شود. هرچند نسل ماشین های ملخی رو به انقراص است اما  هنوز کارهایی با استفاده از ماشین های ملخی انجام می شود. از جمله کارهای کم تیراژ همچون کارت ویزیت، سربرگ، اعلامیه و .. با بکارگیری ماشین چاپ ملخی و استفاده از حروف سربی، کلیشه های فلزی و قالب های برش انجام می شود.

 

چاپ داغی     

آنچه که طلاکوب می نامند در واقع نوعی چاپ داغی است که به شیوه لترپرس انجام می شود. طلاکوب امروزه به رنگ های مختلف از جمله طلایی، نقرهای، آبی، قرمز و... در بازار موجود است. گاهی به وسیله این سیستم ضرب خالی زده می شود که تنها در جنس مورد نظر فرورفتگی یا برجستگی ایجاد می شود.
 

چاپ ایچینگ    

چاپ ایچینگ در واقع ایجاد خوردگی در فلز با استفاده از اسید می باشد با به کارگیری این روش چاپ می توان طرح، نقش و نوشته های خود را به راحتی به روی فلز ثبت کرد به گونه ای که از بین رفتنی نباشد. در مواردی چون شیر آلات حمام، ثبت یک آرم روی دسته شیر آلات به گونه ای که در اثر استفاده و تماس با نوشته و آرم، هیچکدام پاک نشوند بسیار ضروریست.

 

چاپ پوشش UV، ورنی چاپ     

(UV (Ultra Violet در واقع طیفی از امواج الکترومغناطیس ایت که انرژی بالایی داشته و همان چیزی است که در نور خورشید نیز وجود دارد. از این اشعه برای خشک کردن رنگ های چاپ و پوشش های مختلف استفاده می کنند. آنچه که به نام پوشش UV معروف است.، در واقع سیستم خشک کن پوششی است که تنها با اشعه  UV  خشک می شود. مرکب و پوشش هایی که با سیستم  UV  خشک می شوند بدون بو هستند و پس از خشک شدن روی هم نمی چسبد. ورنی چاپ نیز شبیه به چاپ رنگ در افست است با این تفاوت مه به جای رنگ، ورنی در ماشین چاپ ریخته و کار را یکبار دیگز از ماشین چاپ عبور می دهند. با تهیه زینک جداگانه می توان در نقاط خاصی وی کار چاپی ورنی زد.

نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:18 | لینک  | 

چاپ مخمل      

همه ما پارچه های مخملی را، در گوشه و کنار دیده ایم و بعضی نیز نوشته ها و نقوش مخمل پاش شده را همچون پرچم رومیزی از نظر گذراندهایم اما کمتر به نوع چاپ آن توجه کرده ایم. چاپ مخمل یا فلوک در واقع فرآیند مخمل پاشی یا جیر سازی فرو بردن پودرهایی در طول و سطح مقطع متفاوت، در سطوح چسبکاری است. این نوع چاپ به طراحان و شرکت های تبلیغاتی امکانات متنوع و جالبی می دهد تا دست به کارهای بکر و خلاقانه بزنند.

 

چاپ پارچه    

این نوع چاپ بسیار شبیه به چاپ سیلک است. در واقع چاپ پارچه نوعی چاپ سیلک لست با این تفاوت که رنگهای مصرفی در این نوع چاپ، پایه آبی دارند به عبارت دیگر حلال آنها آب است منتهی بعد از نشستن رنگ بر روی پارچه روی آن ثابت می شود بطوریکه با شستن از بین نمیرود. چاپ پارچه نیز مانند چاپ سیلک به دوروش دستی و ماشینی انجام می شود.

 

چاپ ترموگرافی  

این نوع چاپ قاعدتا در رده چاپ غیر تماسی قرار میگرد. در کار نهایی این نوع چاپ، در بخشهایی از قبل تعیین شده برجستگی ایجاد می گردد. این حالت برجستگی شبیه به برجستگی ایجاد شده در چاپ با کلیشه های فلزی نر و گاهی نر و ماده که در ماشین چاپ ملخی یا لترپرس بدست می آید نیست، بلکه محل های خواسته شده در یک طرف کار، برجسته است. حال آنکه در برجسته سازی به وسیله ماشین چاپ ملخی برجستگی ایجاد شده در یک طرف ، باعث گود شدن طرف دیگر می شود. به دلیل اینکه ماشین ترموگراف با شیون پاشیدن پودر برروی سطح، بدون هیچگونه تماس، کار می کند این شیوه چاپ در رده چاپ های غیر تماسی قرار میگیرد.

نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:16 | لینک  | 

چاپ سیلک اسکرین    

چاپ سیلک اسکرین از پرکاربردترین چاپها محسوب می شود. درواقع کمتر جنسی را میتوان یافت که امکان انجام این شیوه چاپ، به شکل دستی و ماشینی فراهم است. تنوع در نوع مرکب قابل استفاده در این چاپ، امکان چاپ روی مواد مختلف را فراهم ساخته است. شیوه ساده این تکنیک باعث می شود که روی سطوح صاف، گرد، بی نظم و ... امکان چاپ فراهم شود. در واقع می توان گفت که تمامی اشیایی که در اطراف خود می بینید چه از نظر نوع جنس و چه از نظر شکل ظاهر، تحت پوشش چاپ سیلک قرار می گیرند. اما در بعضی موارد ممکن است این چاپ انتخاب مناسبی نباشد.

  

چاپ تامپو     

این شیوه چاپ در گروه چاپ های گود قرار می گیرد. این مسئله به دلیل استفاده از کلیشه گود در فرآیند چاپ می باشد. از ویژگیهای این شیوه امکان چاپ، روی مواد مختلف و متنوع هم از نظر جنس مواد و هم از نظر شکل هندسی آنها می باشد بطوریکه با این روش می توان بر روی سطح صاف، منحنی، گرد، محدب و حتی کره عمل چاپ را انجام داد. واسط چاپ در چاپ تامپو، لاستیکی از جنس سیلیکون است که به آن تامپون می گویند. این شیوه چاپ بسیار شبیه به مهرهای لاستیکی است با این تفاوت که در مهر حروف برجسته است اما در چاپ تامپو لاستیک سیلیکونی برجستگی ندارد و نقش را به شیوه ای دیگر به سطح قابل چاپ منتقل می کند.

 

چاپ افست روی فلز    

آنچه که از چاپ افست به ذهن می آید، چاپ روی کاغذ و مقواست. اما با این سیستم چاپ که یکی از با کیفیت ترین سیستم های چاپ محسوب می شود می توان روی جنس های متنوع دیگری غیر از کاغذ و مقوا نیز چاپ کرد. از جمله این مواد می توان از فلز نام برد یعنی آنچه که شما در قوطی های رب گوجه فرنگی، تن ماهی، آب میوه های مختلف، بسته بندی رنگ های قوطی و میبینید معمولا به این شیوه چاپ شده است.

 

نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:14 | لینک  | 

چاپ افست

چاپ افست یکی از پر رونق ترین و فراوانترین چاپ هاست. شاید یکی از دلایل آن چاپ روی کاغذ با کیفیت بسیارعالی و در تیراژهای نسبتا پایین است. البته در چاپ اسکرین تیراژهای پایین تر از چاپ افست، معمول و متداولتر است و حتی از نظر صرفه اقتصادی مناسبتر، اما اگر جنبه کیفیت چاپ را نیز در نظر داشته باشیم. چاپ افست مناسبترین است. گاهی چاپ افست را به دلیل عدم برجستگی یا فرورفتگی در رابط (زینک) چاپ مسطح نیز نامیده می شود.

 

چاپ هلیوگراور    

هلیوگرام یا همان روتوگراور، سیستم چاپ گود است با کیفیتی بسیار نزدیک به چاپ افست. هرچند مراحل آماده سازی این نوع چاپ بسیار گرانتر از انواع دیگر، چاپ چون افست و فلکسو می باشد. اما برای چاپ ایده آل به شکل رول بر روی  BOPP و موادی از این قبیل، بهترین انتخاب محسوب می شود. بخصوص اینکه مصرف لفاف هایی از این نوع برای کارخانجات تولیدی همیشگی و با تیراژ بالا باشد. دلیل آن هم این است که با سیلندر تهیه شده، می توان در تیراژ میلیونی چاپ کرد در حالی که در روش افست برای تیراژهای بالا بایستس زینک های مجدد تهیه کرد.

 

چاپ فلکسو    

این چاپ به دلیل استفاده از کلیشه های فتو پلیمر یا لاستیکی که قابل انعطاف هستند به نام فلکسو نامیده میشود. سرعت بالا و چاپ به شکل رول بر روی مواد متنوع همچون نایلون، متالایز در تیراژهای بالا همراه با هزینه های کم از ویژگیهای این نوع چاپ محسوب می شود. چاپ فلکسو در واقع نوعی چاپ برجسته است که در آن کلیشه لاستیکی مستقیما با جنس یا لفاف مورد نظر در تماس می باشد.

نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:13 | لینک  | 

سیلک اسکرین وعی روش چاپ و تکثیر است که با امکانات فراوان ، بر روی اشیای مختلف ، در شکل‌ها و اندازه‌های گوناگون ، قابل اجراست . در این روش از پارچه با توری با سوراخ‌های بسیار ریز استفاده می‌شود. توری در قابی ثابت می‌شود. تصویر مورد نظر روی این توری نقش می‌شود. سپس بخش‌هایی از تصویر که نباید رنگ بخورد با ماده‌ای مسدود کننده مانند موم پوشیده می‌شود. این قاب توری را در این حالت شابلون یا کلیشه می‌نامند. سپس مرکب چاپ یا رنگ را با فشار کاردک یا غلطک به سطح چاپ شونده منتقل می‌کنند. رنگ یا مرکب فقط از بخش‌هایی که مسدود نشده یه کاغذ یا سطح چاپ شونده منتقل می‌شود و تصویر روی آن ظاهر می‌گردد. دامنهٔ کاربرد این چاپ از ساده ترین و ارزانترین وجه آن ( که به عنوان چاپ صنعتی و در مورد کالاهای مصرفی بکار می‌رود ) تا پیچیده ترین و پیشرفته ترین مرحله آن ( که بکار خلق آثار هنری می‌آید ) گسترده‌است. از تصویر روی شیشه‌های شیر پاستوریزه ، آب معدنی و نوشابه‌های متداول ، انواع مواد مانند پارچه و چینی و سرامیک و فلز و تابلوهای راهنمایی و رانندگی و تابلوهای اسامی خیابانها و پلاک منازل ، حروف روی دستگاههای صوتی و انواع لوازم و وسایل زندگی گرفته تا برخی از پوسترهای تبلیغاتی و کارهای هنری و غیره تصویر چاپ کرد. با چاپ سیلک می‌توان روی اجسام با شکلهای مدور و غیر مسطح نیز چاپ نمود که از این نظر در بین روشهای چاپی منحصر به فرد است. اما سیلک اسکرین چیست؟ چاپ سیلک اسکرین فراگرد پیشرفته تری است از چاپ با اِستنسیل(stencil ) که در اوایل سده حاضر باب شد. در ابتدا بیشتر کاربرد تبلیغاتی و نمایشی داشت . از چند دههٔ پیش ، هنرمندان این فن را بکار خویش گرفتند و به آن نام سری گرافی (seri graphy ) دادند. چاپ با اِستنسیل یکی از ساده ترین شیوه‌های نسخه برداری است. اِستنسیل ورقه‌ای است که حروف یا طرح در روی آن کنده شده و با مالیدن یا پاشیدن مرکب یا رنگ بر روی آن ، شکل حروف یا طرح بر روی سطح زیرین نقش می‌بندد . کلمه اِستنسیل هم به این ورقه ، هم به فراگرد چاپ به وسیله این ورقه و هم به نقش حاصل از این شیوهٔ چاپ اطلاق می‌شود. فن اِستنسیل در چین و ژاپن و مصر قدیم متداول بوده‌است . نمونه‌های کهن اِستنسیل‌های بدست آمده در چین با بنای دیوار بزرگ چین و نمونه‌های بدست آمده در مصر با بنای اهرام ثلاثه هم زمان اند . نمونه‌های بسیاری از تصویر‌های بودا ، که با چاپ اِستنسیل تهیه شده باقی مانده‌است . اِستنسیل در مشرق زمین چه برای مقاصد هنری و چه برای مقاصد تجاری ( مثلاّ برای نقش پارچه‌های مصرفی ) ، فنی متداول و شناخته شده بود ؛ درحالی که در مغرب زمین بیشتر جنبهٔ مادی و مصرفی داشت . در سدهٔ هفده در فرانسه و انگلستان و در اواخر سدهٔ هچده و اوایل سده نوزده در امریکای شمالی ، برای طراحی کاغذ‌های دیواری اِستنسیل بکار می‌رفت. ابتدا برای ساختن اِستنسیل از برگهای پاپیروس ، پوست حیوانات و پارچه استفاده می‌کردند ، بعدها برای ایجاد نقش‌های پیچیده تر ، لازم بود اِستنسیل‌های ظریف تر از اِستنسیل‌های پیشین بکار رود. برای جلوگیری از پاره شدن چنین اِستنسیل‌هایی بود که استفاده از شبکهٔ نخ‌های ابریشم اغاز شد. دو ورقه را هم‌زمان می‌بریدند ، شبکهٔ نخ‌های ابریشم را مابین این دو ورقه قرار می‌دادند و به آان دو می‌چسپاندند . به تدریج معمول شد که به جای شبکهٔ نخ‌های ابریشم ، یک تکه پارچهٔ ابریشمین را به پشت ورقهٔ اِستنسیل بچسپانند. و بعدها پارچه ابریشمین را بر روی یک کلاف چوبی کشیدند . تحول چاپ اِستنسیل به چاپ سیلک اسکرین درست از همین جا آغاز می‌شود . سیلک اسکرین در واقع نام خود را از پارچهٔ ابریشمین نازک مشبکی گرفته که با اتصال به کلاف ، به عنوان تکیه گاهی برای ورقهٔ اِستنسیل بکار می‌رود.ورقهٔ اِستنسیل به این شبکهٔ ابریشمین چسپانده می‌شود . شبکهٔ باز ابریشم رنگ یا مرکب را از خود رد می‌کند ، درحالی که ورقه اِستنسیل آنرا نگاه می‌دارد . تعیین تاریخ دقیق تحول فراگرد اِستنسیل به سیلک اسکرین دشوار است . در ۱۹۰۷ ساموئل سیمون ، اهل منچستر ، استفاده از سیلک اسکرین را به نام خود به ثبت رساند . او برای کشیدن مرکب روی اِستنسیل از قلم موی نقاشی استفاده می‌کردن. در سال ۱۹۳۶ ، گروهی از هنرمندان آمریکایی ( جامعه ملی سری گرافی ) را تشکیل دادند . در این زمان است که کاربرد سیلک اسکرین با اهداف غیر تجاری آغاز می‌شود . هنر سر گرافی ( که در آن هنرمند طرح خود را با فراگرد سیلک اسکرین به چاپ می‌رساند) به وسیلهٔ عده‌ای از نقاشان برجسته معاصر اعتبار زیادی یافته‌است. در فرانسه ویکتور وازارلی ، در انگلستان ادواردو پائولوزی و بریجت ریلی ، و در ایالات متحده جیم دین ، کلاس اولدنبرگ و اندی وارهول از مروّجان این هنرند.
نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 20:1 | لینک  | 

چاپ فن قرار دادن نوشته و تصویر، معمولاً به وسیله مرکب، بر روی کاغذ یا دیگر سطوح است.

چاپ امروزه فرآیندی انبوه صنعتی است و بخش اساسی صنعت نشر و بخشی مهم از فعالیت‌های اداری و حکومتی است.

واژه «چاپ» (و صورت قدیمی‌تر آن «چهاپ») را به احتمال برگرفته از واژه چینی چاو دانسته‌اند

چاپ انواع مختلفی دارد که متناسب با آنچه که قرار است چاپ شود و آنچه که بر آن قرار است چاپ شود انتخاب می گردد. مهم ترین این روش های عبارت‌اند از:

چاپ افست: عمدتاً برای انتشارات، تبلیغات

چاپ فلکسو: عمدتاً برای بسته بندی

چاپ هلیوگراور: عمدتاً برای بسته بندی

چاپ سیلک اسکرین: عمدتاً برای تبلیغات چاپهای تفکیکی

چاپ دیجیتال: برای همه مصارف، تبلیغاتی و اداری در تیراژ پایین

نوشته شده توسط علیرضا خرازی در ساعت 18:5 | لینک  |